پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
153
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
گرد آوردند . الكبياديس نيز به آنجا به ميان مردم درآمد و نخست گلههايى از پيشآمد كار خود و از سخنهايى كه ديده بود نمود و با زبان نرمى گله از رفتار آتنيان كرد سپس هم فيروزيهايى كه يافته بود ياد كرده اميدواريها به مردم داد . مردم تاجى از زر بر سر او نهادند و او را سپهسالارى آتنيان در دريا و خشكى برگزيدند و داراى همهگونه اختيار گردانيدند و نيز قانونى گزاردند كه ملكهاى او را به خودش باز گردانند . همچنان يك منادى او را از نفرينهايى كه دربارهاش از روى قانون پيشنهاد كرده شده بود پاك گردانيد . با اين همه فيروزبختيها و پيشرفتها باز كسانى از او رميدگى مىنمودند و پارهاى فالهاى بد مىزدند . ليكن او در قصد خويش پافشارى داشت و چون صد كشتى كه بايستى همراه او سفر كنند آماده و آراسته گرديد . او از روى قصدى كه داشت از حركت باز ايستاد تا هنگامى كه جشن مينروا به پايان رسيد . شرح چگونگى آن كه چون از هنگامى كه دكليا به دست لاكيدومنيان افتاده و به روى آتنيان بسته شده بود سراسر راه از آتن تا اليوسيس « 1 » در دست دشمن بود . از اين جهت موكب از راه دريا آورده مىشد و اين بود كه از شكوهى كه دربايست داشت عارى بود و آتنيان ناچار بودند كه از قربانى كردن و رقص نمودن و ديگر رسمهايى كه به هنگام آوردن ياخوس « 2 » بايستى انجام گيرد چشم بپوشند از اين جهت الكبياديس به انديشه فرو رفته مىديد كه اگر بتواند آيين جشن را به شكوه ديرين خود باز رساند كه دوباره آن را از راه خشكى هجام دانند . اين يك كارى خواهد بود كه نيكى براى خدايان است و ناچار احترام او را نزد مردم هر چه بيشتر خواهد ساخت . چنين مىانديشيد كه اگر آگيس در برابر اين كار خاموش ايستاده جلوگيرى ننمايد ناگزير مايه سبكى و بىارجى او خواهد بود و اگر ايستادگى و جلوگيرى به خرج دهد در اين صورت او فرصت پيدا كرده به نام نگهدارى از آيين خدايان جنگ خواهد نمود و از اين راه نام و شهرت ديگرى خواهد يافت . به ويژه كه اين جنگ در برابر چشم همشهريانش خواهد بود و آنان دلاورى و پهلوانى او را از نزديك تماشا خواهند كرد .
--> ( 1 ) . Eleusis ( 2 ) . Ialchus